غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

96

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

سهولت خواهد يافت . ابن مقفع متعهد اين امر گشته زنادقه اسباب فراغت او مهيا گردانيدند و ابن مقفع مدت شش ماه در خانه تنها نشسته و رنج بيهوده كشيده هرچند سعى نمود نتوانست كه لفظى چند بر هم بندد كه به آن آيه اندك مشابهتى داشته باشد . چون يارانش به آن خانه درآمده مسودات او را مطالعه نمودند گفتند كه دست از اين كار بازدار كه تقليد آيات قرآنى فوق مرتبهء انسانى است . القصه چون هادى بر حال آن طايفهء نكبت مآل وقوف يافت به قتل ايشان مثال داده همه را به جهنم فرستاد . هادى مدت يك سال و سه ماه حكومت كرده از عالم انتقال فرمود و در همان شب كه او فوت شد برادرش هارون الرشيد بر مسند سلطنت نشست و مأمون متولد گشت . بنابراين مورخان ، آن شب را « ليلهء هاشميه » گويند . هارون الرشيد سالى به حج رفته به زيارت بيت اللّه قيام نمودى و سالى بر جهاد و غزا اقدام فرمودى . گويند كه رشيد در راه مكه آبار « 1 » و بركه و قصور احداث كرد و زبيده خاتون كه حرم او بود حوضهاى سرپوشيده در طريق مكه ساخت و در راه شام اربطه و منازل نيكو بنا كرد . و زبيده اول كسى است كه به ترصيع اوانى ذهب و فضه امر فرمود و در يك جامه پنجاه هزار دينار خرج نمود . و هارون الرشيد نخستين خليفه‌اى است كه در ميدان ، گوى باخت و به لعب شطرنج پرداخت و شطرنجيان را علوفه و مرسوم داد . و چون او را به صحبت اهل فضل و دانش رغبتى تمام بود جمعى كثير از علماء و فضلاء و شعراء ملازمت درگاه او مىكردند و به جوايز و صلات كرامند محظوظ مىشدند . نقل است كه نوبتى زاهدى در شكارگاه به رشيد رسيده گفت اى هارون از خدا بترس ! هارون از اين خطاب متأثر گشته چون از شكارگاه بازگشت آن زاهد را طلبيده از وى پرسيد كه من گناهكارترم يا فرعون ؟ زاهد جواب داد كه فرعون ، زيرا كه دعوى الوهيت نموده أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى « 2 » گفت . رشيد باز پرسيد كه تو بهترى يا موسى و هارون ؟ زاهد گفت كه موسى و هارون در سلك مقربان حضرت بىچون انتظام داشتند و مرا حد آن نيست كه خود را به ايشان نسبت كنم . رشيد گفت دانسته‌اى كه چون خداى تعالى

--> ( 1 ) . در مج : « آب انبار » . ( 2 ) . سورهء النازعات آيهء 24 .